
از وقتی یادمه مادرم اینجوری من و برادرم رو از خواب بیدار میکرد و به ما استرس و اضطراب شدیدی وارد میکرد `زود باشید بیدار شید همه تو زندگی جلو زدن ما عقب موندیم! ... دختر عموها و پسر عموهاتون کله سحر بیدار میشن شما منگولا تا لنگ ظهر خوابین!....شماها به پدر معتادتون رفتید!`همه این جملات گهربار و روان نشناسانه مادرم در حالی خطاب به ما گفته میشد که ما یا تو تعطیلات نوروزی و تابستونی بودیم یا جمعه بود، چون در غیر این صورت ما ۶ صب بیدار میشدیم و میرفتیم مدرسه دیگه و اصلا خونه نبودیم که مثلاً ساعت ده صب...
ادامه مطلب