از وقتی یادمه مادرم اینجوری من و برادرم رو از خواب بیدار میکرد و به ما استرس و اضطراب شدیدی وارد میکرد `زود باشید بیدار شید همه تو زندگی جلو زدن ما عقب موندیم! ... دختر عموها و پسر عموهاتون کله سحر بیدار میشن شما منگولا تا لنگ ظهر خوابین!....شماها به پدر معتادتون رفتید!`
همه این جملات گهربار و روان نشناسانه مادرم در حالی خطاب به ما گفته میشد که ما یا تو تعطیلات نوروزی و تابستونی بودیم یا جمعه بود، چون در غیر این صورت ما ۶ صب بیدار میشدیم و میرفتیم مدرسه دیگه و اصلا خونه نبودیم که مثلاً ساعت ده صبح چنین حرفایی به ما زده بشه.
داشتم به این فکر میکردم که کاش مادرم این مادر تحصیل کرده فلان دانشگاه تهران با فلان مبلغ حقوق نبود! کاش مادرم یه زن بی سواد و بیکار بود و صب تا شب تو کوچه با زنای همسایه گرم صحبت میشد و از فرار کردن دختر همسایه یا زودتر از موعد باردار شدنش حرف میزدن و پشت سر این و اون غیبت میکردن. از مواد غذایی که شوهراشون تهیه میکردن غذا میپختن و اوج دغدغشون رفتن پیش خیاط محله یا خرید النگوی طلا بود!
این مادر خیر سرش تحصیل کرده خیلی به ما اضطراب و استرس منتقل کرد. خدا از سر تقصیراتش بگذره.....
نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ساعت 2:40 AM توسط اقیانوس|
اینستاگرام...ما را در سایت اینستاگرام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 87