
نمیدونم چرا مهربون تر شده. داره پروژه رو تنهایی انجام میده و من هیچ کاری نکردم. هر وقت زنگ میزنه میگم کاری نکردم میگه اشکالی نداره. گفتم بهش مریضم گفت میخوای استراحت کن. شبم زنگ زد که خدافظی کنه (چون فکر میکرد دارم میرم) گفت مواظب خودت باش! امشب میت داشتیم، اسم اون پسر ترم بالایی رو پرسید گفت اسمش چی بود؟!....گفتم من اسمشو نمیگم شما دعوام میکنید! گفت دعوا نمیکنم اسم و فامیلشو بگو! گفتم سری قبل که اینجوری نبود و عصبانی شدی و اینا، عمرا اسمشو بگم!...دیگه آخرش فایل اونارو باز کردم و اول فایل اسمشو ...
ادامه مطلب