... She who leaves a trail of glitter - چهارشنبه 24 اسفند 1401

خرید بک لینک

دارم کاپوچینو میخورمو همزمان اتاقمو گردگیری می کنم و از کتابخونه قشنگم شروع کردم. دونه دونه مجسمه های کوچیک یا هر چیز دکوری و یادگاری که این همه سال جمع کردم رو ور میدارم و دستمال میکشم جاش رو هم گرد گیری می کنم و میذارم سر جاش. ولی یه چیزی رو متوجه شدم و اونم اینه که هر چیزیو میبینم انگار قبلا یه ردی از خودم روش به جا گذاشتمو به عبارتی کاراکتر خودمو بهش اضافه کردم. مثلا دو تا مجسمه پلاستیکی دختر و پسر دارم که از قُلکِ قلبی موزیکال بچگیام نگهشون داشتمو اینا همدیگه رو می بوسن. دقت کردم دیدم رو موی دختره اکلیل چسبوندم! یا مثلا یه مجسمه کفشِ خیلی قدیمی دارم که از توش گُل زده بیرون و اومدم پایینشو پولک طلایی چسبودم! یا یه مجسمه پیرمرد نشسته رو صندلی دارم که یه قلب گرفته تو بغلشو من باز رو قلبه اکلیل زدم! حس میکنم مثل فرشته های توی انیمیشن آرورا هستم یا مادر مهربون تو سیندرلا! هر جا دستم رسیده یه مشت اکلیل خالی کردم! تو لباس و کفشم همینم. یهو دیدی یه کتونی گرفتم بنداشو دراوردم و یه بند دیگه با رنگ دیگه انداختم روش. یا کفش ال استار خریدم کنارش گلدوزی کردم که مختص خودم باشه...

پ.ن: اکلیلای این عکسم کار خودمه! (عکس آپلود نشد متاسفانه)


برچسبها: دختر اکلیلی, رد پا, اتاق تکونی, عید 1402

نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ساعت 9:21 PM توسط اقیانوس|

اینستاگرام...

ما را در سایت اینستاگرام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: پنجشنبه 25 اسفند 1401 ساعت: 19:46

صفحه بندی