اینستاگرام

متن مرتبط با «شنبه» در سایت اینستاگرام نوشته شده است

شنبه - 4 شهریور 1402

  • نیلوبلاگ

    امروز اصلا دلم نمیخواست بیدار شم، دلم نمیخواست که نمیتونستم، انگار که یه بسته قرص خواب خورده باشم ولی باید صب میرفتم اداره پست و عصر میرفتم جواب آزمایش رو میگرفتم و بعدشم میرفتیم دکتر. طرفای 11 بیدار شدم و باید میرفتم اداره پست تا نسخه روانپزشکمو بفرستم برای مرکز مشاوره دانشگاه. ینی این بی همه چیزا تا بخوان ترم منو به خاطر مریضی و مشکلات عصبی حذف کنن، یه چهار پنج تا مشکل عصبی جدید برام درست کردن. اولش گفتن نمیشه، بعد گفتن بررسی میکنیم، بعد گفتن نسخه های یه سال قبلتو بفرست! فرستادم گفتن نه، تو هم...

    ادامه مطلب
  • ... She who leaves a trail of glitter - چهارشنبه 24 اسفند 1401

  • نیلوبلاگ

    دارم کاپوچینو میخورمو همزمان اتاقمو گردگیری می کنم و از کتابخونه قشنگم شروع کردم. دونه دونه مجسمه های کوچیک یا هر چیز دکوری و یادگاری که این همه سال جمع کردم رو ور میدارم و دستمال میکشم جاش رو هم گرد گیری می کنم و میذارم سر جاش. ولی یه چیزی رو متوجه شدم و اونم اینه که هر چیزیو میبینم انگار قبلا یه ردی از خودم روش به جا گذاشتمو به عبارتی کاراکتر خودمو بهش اضافه کردم. مثلا دو تا مجسمه پلاستیکی دختر و پسر دارم که از قُلکِ قلبی موزیکال بچگیام نگهشون داشتمو اینا همدیگه رو می بوسن. دقت کردم دیدم رو مو...

    ادامه مطلب
  • چهارشنبه - 30 مهر 99

  • نیلوبلاگ

    امروز صب تقریبا زود بیدار شدم. صبحانه همیشگیxa0رو خوردم و رفتم سراغ درس. ظهر رفتم آشپزخونه و سالاد درست کردم (پختن غذا با مادره و ظرف شستن و درست کردن دسر و سالاد و اینجور چیزا با من). سس مایونز تموم ش...

    ادامه مطلب
  • پنجشنبه - 25 بهمن 97

  • نیلوبلاگ

    ظهر بیدار شدم - هیچی - این از این. قرار بود صبح زود بیدار شم تا ظهر درس بخونم از ظهر به بعد کار کنم، پس درسم هیچی!از وقتی بیدار شدم گفتم واااااااااااااااای اون همه کار و چجوری انجام بدم؟! صدای آب از ط...

    ادامه مطلب
  • شنبه - 27 بهمن 97

  • نیلوبلاگ

    امروز اصلا از خودم راضی نیستم. کل روز رو توی تختخوابم موندم و اصلا حال و حوصله حرکت کردن، بلند شدن، تلاش کردن و شر و ورایی از این دست و نداشتم به هیچ عنوان (همچنان هم ندارم)xa0بنظرم آدما بلاخره یه جایی ...

    ادامه مطلب